مرثیه ای برای یک رویا » 2010 » April

عمو فرزاد

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۲۲-۰۱-۱۳۸۹

سر کلاس مبانی برق در دانشکده صنایع و مکانیک درس مبانی برق بودم. داشتم می گفتم که دانشگاه مکانی برای حل مشکلات صنعت است و مسخره است که در دانشگاه بنشینیم و درس بدهیم و کار استاد پژوهش است نه درس دادن. کمی هم باید درس بدهد. ولی اینجا تبدیل به یک مدرسه بزرگ شده است و البته تمامی دانشگاه های ایران اینگونه است. با تعاریفی که از دانشگاه های خارج کشور می شنویم واقعا اینجا یک دبستان بزرگ یا حتی یک پیش دبستانی بزرگ است. یکی از دانشجویان گفت پس ما بعد از این به شما می گوئیم خاله فرزاد. گفتم نه. باید بگی عمو فرزاد. دیدم راست می گه.

صفات خوب

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۱۵-۰۱-۱۳۸۹

سر کلاس اندازه‌گیری رفته بودم. داشتم درس می‌دادم. بحث سمبل کردن افتاد جلو. یکی گفت که دکتر بیاگوئی ۳ ساعت کامل درس می‌دهد و ۱ ساعت هم اضافه می‌ماند تا اگر دانشجوئی سؤال داشت جواب آنرا هم بدهد. ولی شما فقط سمبل می‌کنید.
به ذهنم رسید این پست را بنویسم که از همه بخواهم فقط صفات خوب اساتیدی که می‌شناسید را بگوئید. فقط صفات خوب. تا سرلوحه کارهای من در حین استادی باشد. دقت کنید فقط صفات خوب و اگر می‌توانید با اسم. اگر صفات بد را بنویسید تأئید نمی‌کنم.
ممنون