مرثیه ای برای یک رویا » 2010 » January

آی شکم

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۰۷-۱۱-۱۳۸۸

آخ آخ. یادم میاد چقدر آدمای چاق رو مسخره می‌کردم. می‌گفتم خوب کمتر بخورید. آقا اصلا نمی‌دونید چه لذتی داره خوردن. ناهار که می‌خورم ۵ دقیقه بعدش گرسنه‌ام می‌شه. شکمم داره می‌ترکه. بعدش یه لیوان بزرگ شیرموز با ۲ عدد موز و ۱ لیوان شیر درست می‌کنم و یه دفعه سر می‌کشم. ۱۵ دقیقه بعد ۲ عدد پرتقال و ۲ عدد سیب. ۲۰ دقیقه بعد شیر با زنجفیل قزوین. وااای. الان داردم شیر با زنجفیل می‌خورم. اونقدر مزه می‌ده که نگو. شکمم تقریبا ۱۰ سانت اومده جلو و وزنم ۳ کیلو زیاد شده. اونقدر بدم میاد از شکم که جلو میاد. حالم به هم می‌خوره. ولی چی کنم مزه میده خوردن. یکی به دادم برسه. هر هفته چون ۳ روز نبودم و می‌رفتم تفرش و اونجا چیزی برای خوردن نبود خیلی خوب بود. ولی الان همینطور درام می‌خورم. الانم وقت خوردن پیش عصرانه است. فعلا

این هم یک ایمیل دیگه

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۰۶-۱۱-۱۳۸۸

من اصلا نمی‌خوام به کامنتها جواب بدم. هدفم هم این نیست. فقط حس هر روزم رو می‌نویسم. به این نتقطه هم رسیدم که هیچ چیزی مهم نیست. حتی همین جمله که هیچ چیزی مهم نیست هم مهم نیست. این ایمیل رو یکی فرستاده. ببینیم چی می‌گن جماعت:

با سلام خدمت شما اقای دکتر فرزاد رضوی.
امیدورام حالتون خوب باشه.

من یه انتقاد هایی از شمآ داشتم ولی شما با مظلوم نمایی خواستید اصل
موضوع رو از بین ببرین.

در نظرم از محاسن شما نظیر اینکه:
به راحتی با بچه ها ارتباط برقرار میکنهو این هم خوبه
اهل کلاس گذاشتن نیست
میتونم بگم که نمره پیش ایشون از هر چیزی بی ارزش تره و این خیلی عالیه.
دکتر رضوی میاد اخرش به همتون توپ نمره میده خیالتون راحت.

برای دوستان گفتم و هم نقد هایی به رفتار های شما داشتم مثله:

از دیگرون حمالی میگیرید
ولی خوب ، درس نمیده متاسفانه
،یعنی همه رو انداخت به جون همدیگه، با کتاب ، مقاله ، حل تمرین ، نمره،
وو دوستان خوابگاه و حمام و گلستان شدند دشمن هم!!!
وحشتناک اهل اینه که پشت این و اون حرف بزنه و غیبت کنه
اهل حرفهای سیاسی در حد مطالبات کوچه بازار هستن
خسیس وحشتناک
و صداقتش در منفعتش هست یعنی اگه براش منفعت داشته باشه با شما صادقه در
غیر این صورت کاملا ناصادقه

حالا شما در یه حرکت مظلوم نمایانه آمدید گفتید اینها به من میگن:
جانی –آدم کش-پست فطرت - … کار، لات، چاقو کش.
و یا گفته اید:
یعنی من تا حالا شده بخاطر رفتار یا گفتار کسی نمره کم کنم؟

در حالی که هیچ کس بر این که در نظر شما نمره ارزشی ندارد ، شک ندارد.
بنده هم در نظرم این قضیه رو برای شما یک حسن دانستم.
اما شما با مطرح کردن یه همچین چیزی که اصلا در نظرات هیچ کسی اعم از
نقدان شما و طرفداران فدایی شما نبوده است،
سعی در مظلوم نمایی داشته اید.

و در واقع خواستید با مطرح کردن این مسائل اصل قضیه رو به فراموشی و به
بیراهه بکشونید.

نه خیر کسی اینها رو به شما نگفته اگر هم گفته قدر مسلم اشتباه کرده است.
اما نقد های بنده یک سری نقد هایی بود که داشتم.
اما ظاهرا شعار های شما با اعمالتان اصلا جور نیست.
شما میگین انتقاد کنید از من، ولی بعد با به بیراهه کشوندن بحث سعی در
پاک کردن قضیه دارین.
اما یه توصیه:
شاید شما با این کار صورت قضیه رو پاک کنین، اما مطمئن باشین که باطن
قضیه در وجود شما خواهد بود.
پس بهتره با پذیرفت و عدم طفره در چنین نقد هایی به خودتون رجوع کنین و
سعی در برطرف کردن نواقص خود داشته باشین.
چه کسی میتونه ادعا کنه که کامل هست و نقدی برش وارد نیست؟
بنده و شما و دیگران همه نقص هایی در درونمون داریم.
پس بهتره با پذیرفتن این نواقص اونها رو برطرف کنیم.

اما این درست نیست.
میتونم بابت انتقادهایی که بهتون کردم ، مدرک و تاریخ و اسامی افراد رو بیارم.
یا اینکه بگم خودشون بیان بنویسن.
اما با این طرز برخورد شما همون بهتر که آیینه ای برای شما نباشیم تا نقص
هاتون رو از بین ببرین.
چون شما سریع میخواین صورت مساله رو پاک کنین.
در هر حال این چیز ها از احترامی که برای شما قائلم کم نمیکند.
در ضمن به دوستان یک توصیه دارم:
هیچگاه یک فرد رو در زندگی تون به اندازه کل دنیا بزرگ نکنید
چون زمانی که از این فرد یه خیانت کوچک ببینید
احساس میکنید که خیانتی به اندازه تمام دنیا به شما شده.

در ضمن اگه خودتون نمایل داشتین که دیگران هم از نظر بدونند،میتونین این
ایمیل رو وبلاگتون و آخرین پستتون قرار بدین.
آخه اگه بزارین همونجا دیگه کسی نمیخونه که

یه چیز جالبتر

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۰۵-۱۱-۱۳۸۸

آخی. دلم براتون سوخت. دلم برامون سوخت. دلش براتون سوخت. دلش برامون سوخت. همه چی واسه همه چی سوخت.
امروز رفتن امیرکبیر. بعد از کلی وقت. یکی از بچه‌ها یه چیزی گفت. گفت پست “ایمیل زیبا” چطور بود. گفتم چطور. گفت آخه ایمیلو من زده بودم. خشکم زد. گفت محض شوخی یک ایمیل زده بودم. کلی باحال بود. از همه افرادی که کامنت گذاشته‌اند شرمنده‌ام. این ایمل ساختگی بوده. شرمنده.
از تمام افرادی که کامنت گذاشته‌اند درخواست می‌کنم که در صورت تمایل به هر کار خشونت باری، حاضرم موبایل این شخص رو بهتون بدم.

چه چیز جالبی

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۰۲-۱۱-۱۳۸۸

راستش ۱ ماهه دچار مرض “بی‌تفاوتی” شدم. اصلا هیچی برام مهم نیست. ورقه‌ها رو صحیح نکردم. کارام عقب مونده. پروژه‌هام رو هواست. فکر کنم دلیلش این ارگ جدیده که برای نگار خریدم. تازه فهمیدم که از اول عاشق موسیقی بوده‌ام و الکی رفتم برق خوندم. چقدر زیباست که آدم دو ر می‌ فا سل لا سی رو بتونه پیاده کنه. شایدم دلیلش این کارتون‌های نگاره که آدم احساس می‌کته تو دنیا هیچ مشکلی نیست و همه مشکلات به راحتی حل می‌شه. بزبزقندی. سیندرلا. من نمی‌دونم این خواهرهای سیندرلا و این نامادریش چقد کم عقلند. یه بار با یه سینی چنان می‌زندن تو سر سیندرلا که دیگه از جاش بلند نمی‌شد. تازه قسمتهای دیگه هم براش درست کردند. ضمنا این گاو مزرعه هم خیلی جالبه. کاش دنیا همینطوری بود. راستش الان بزرگترین مشکلم اینه که برای مداد اتدم نوک ندارم. اگه کسی داره به من بده. چون وقت ندارم برم بخرم. درگیر بییکاریم. امروز یه نفر اونده بود از من سؤال بکنه. یه دفعه گفت چقد بی‌تفاوت شدی. چی بگم. حتما شدم. اصلا به اینکه بی‌تفاوتنم یا نه هم بی‌تفاوت شدم. اصلا هیچ چیزی تو ذهنم نیست. احتمالا نتیجه همون پستیه که گفتم برام دعا کنید. دیگه بسه. ممنون. بعضی روزها هوا واسه خودکشی کمی مه‌آلوده.

هر چی می‌تونید بد بنویسید خودمو درست کنم

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۲۵-۱۰-۱۳۸۸

اااااا. دیدی. منو بگو فکر می‌کردم چه آدم خوبی هستم. بابا اینقدرها هم که می‌گید بد نیستما. یه تجدید نظر بکنید. آخه بابا دلم ترکید. یعنی من اینقدر خودخواه، خسیس، دودره، دروغگو هستم؟ یعنی من تا حالا شده بخاطر رفتار یا گفتار کسی نمره کم کنم؟ یعنی من مجبور کردم آدمها برن جیگر بخرن؟ من مجبور کردم آدمها به من انگلیسی درس بدن؟ من آدمها رو استثمار می‌کنم؟ بین دانشجوها چند نفر و گیر میارم و به زور بهشون کار می‌دم؟ رابطه آدمها رو بهم می‌زنم؟ پشت اینو اون حرف می‌زنم؟ مردم رو مسخره می‌کنم؟ حرفهای سیاسی کوچه و بازار می‌زنم؟ صداقتم در منفعتم هست؟ زیاد شعار می‌دم؟ اصلا حرف حالیم نیست؟
راستش کمی فکر می‌کنم می‌بینم که اینا همچین اشتباه هم نیستند.
یه سری دیگه از صفتهای خودم رو هم می‌نویسم.
نه بذارید از اول بگم:
دودره، دروغگو، متغلب، حواس پرت، سر کار بزار، منفعت‌طلب، خوش‌گذران، درس نخون، استثمارگر، خسیس، خودخواه، پزی، خودبزرگ‌بین، کم استعداد، غلو کننده، بدبین، توخالی، غیبت کننده، پشت دیگرون صفحه گذاشتن، زیرآب زن، دزد، قاچاقچی، آدمکش، جانی، پست فطرت، فحاش، … کار، لات، چاقو کش.
راستش بدون هیچ دروغی: اینا تمام صفتهائی است که تا حالا تو زندگی به من نسبت داده شده. اگر بیشتر از این می‌دونید بگید.
گذشته از همه چی از اینکه با انتقاد سازنده من را در راه رسیدن به اهدافم کمک می‌کنید متشکرم.

خونه من

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۲۴-۱۰-۱۳۸۸

برای اولین هفته بود که می‌خواستم خونه بمونم. یکشنبه صبح گفتند بیا اراک جلسه داری. منم رفتم. تازه دیشب برگشتم. چهارشنبه. داشتم دیوونه می‌شدم. سه‌شنبه شب اونقدر قلیون کشیدم که چهارشنبه صبح تو اراک چندبار بالا آوردم. سردرد. خستگی. اعصاب داغون. کثیف. بدون زیبائی و قشنگی. بعد از ۴ روز رسیدم خونه. بدن هیچ اقراری. زیباترین هدیه‌ای که خدا به انسان داده همسرش و فرزندش هست. زیبا، آرامش‌بخش و نیرودهنده. امروز پنجشنبه صبح است. ساعت ۸/ فقط ۲۴ ساعت با روز قبلش فاصله داره. با چنان نیروئی سر کار می‌رم که انژار دوباره متولد شدم. بدبختای مجرد.

ایمیل زیبا

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۱۴-۱۰-۱۳۸۸

آقا این قشنگترین ایمیلی بود که دیدم. بخونید حال کنید
———————————————————————
from ali farahani
to FARZAD.RAZAVI@gmail.com
date Mon, Jan 4, 2010 at 7:24 PM
subject با عرض سلام
mailed-by yahoo.com
signed-by yahoo.com
سلام خدمت استاد رضوی حال شما خوب هستید
من میخواستم یک انتقاد سازنده کنم البته ببخشید جسارت می کنم قصد هم فکری می باشد
من اصلا نه خودتو نه سیتمتو قبول دار م
اصلا در حدی نیستی که خودتو با من مقایسه کنی
خیلی دلم ازت پره اصلا در حدی نیستی که پیغامو ادامه بدم
وقت بخیر
————————————————————————-