دسته : (ادبيات, سخنان جالب) توسط فرزاد در ۲۹-۰۴-۱۳۸۸
من آتشم و هیزمم اشتباهاتم هستند
من نیازم و دلیلش باورهایم هستند
من گناهم و باعثش تفس ضعیفم است
من عذابم و باعثش افکارم هستند
من انسانم و نشانهاش خدایم است
من فرزادم و گواهش فریاد دلم است
آتش و نیاز و گناه و انسانیت و نام را بر رگانم نوشتم که همواره خون تازهام حضورشان را بچشد و به قلبم بگوید که میدانم. ایکاش آزادمرد بودم.
دسته : (زندگي, پوچي) توسط فرزاد در ۲۵-۰۴-۱۳۸۸
یک نفر که من نمیشناسمش در یکی از پستها نوشته خودخواه هستید.
دو کلمه جالب: خود+خواه
خود: چیزی که ما تعیین کردهایم برای اینکه بگوئیم این تکه گوشت مال ماست.
خواه: فکر کنم یعنی خواستن.
نمیدونم. شاید. ولی … اصلا ولش کنید. الان اراکم. تو کافینت. فرغ از دنیا. نه درسی و نه کتابی و نه همسری و نه نگاری و نه نقاشی یک بچه برای سرگرم شدن به دنیا. منم و یک کیبرد. و انگشتان بیرمقم که بیمحتوی بر روی کیبرد میکوبند که نالههای منقطع من زنده هستم رو گریه کنند. کاش بودم و باور میکردم که هستم. همه ما وارث عذاب نیاز به احساس بودن هستیم. کاش قرار بود بامعنا بمیرم. کاش بدنیا آمدنم دلیلی زیبا داشت. کاش همه میدونستند که من نیستم. کاش
خوب. اولش بگم. نمیخوام کامنت بزارین که هدیه دادنش مهمه و محتواش مهم نیست. و اما داستان از اونجا شروع شد که یه روز حدودا سال ۱۳۷۶ روز مادر من یک کتاب برای مادرم خریدم که تمامی شعرهای در مورد مادر رو تو یه کتاب نوشته بود. وقتی خوندمش کلی حال کردم و به مادرم در روز مادر هدیه دادم و مادرم (احتمالا برای دلخوشی من مثل همیشه، آخه میدونه که من تشنه تعریف و تمجید هستم) میون همه مهمونا گفت که این بهترین هدیه زندگیش بوده . سال بعد یکی از فامیل برای اینکه کاری مثل من بکنه یک کتاب خرید و روز مادر به مادر من و مادر خودش داد. این کتاب همه شعرهای شعرا در مورد زن بود. ای وایییی. اگه شعرای این کتاب رو میخوندین. هر چی شعر دری وری در مورد خانمها بود که شعرا گفته بودند تو کتاب بود. طرف اصلا کتاب رو نخونده بود و هدیه داده بود.
نتیجه اخلاقی: موقع خریدن کتاب حتما جند صفحهای رو بخونید و بعد هدیه بدید.
راستی اینم هدیه نگار برای روز پدر. البته چون سواد قرآنی داره نتونسته متن رو درست بنویسه. اگه خوب دقت کنید متن سمت چپ اینه “بابا روزت مبارک” و زیرش نوشته “مامان روزت مبارک” که بصورت “بابا رزت موبارک” و “مامان رزت موبارک” نوشته که در واقع “بابا” و “با” از کلمه “مبارک” رو برعکس نوشته. خوب شایدم من برعکس باباهای عادی هستم.
