مرثیه ای برای یک رویا » 2008 » August

ایکاش

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۰۴-۰۶-۱۳۸۷

می خواهم بگریم در سوگ خود. آرزو دارم فریاد بکشم در گوش خود که هان بیدار شو. من میبینم که دارند مرا بر دوش خود به زیباکده ی قبر می برند. برای خود می گریم.  کاش زود دیر می شد.

دعای او

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۰۴-۰۶-۱۳۸۷

او دعا کرد و رفت. وقتی رفت انگار مرا با خود برد. پس من چیستم که مانده ام پس از آن دعا. این مانده ای از عقده ها است. پرنده ای پرو بال شکسته. باقی مانده یک تحقیر و نفرتی عظیم از چیزی که خود نیست ….

لازم بود

دسته : (عمومی) توسط فرزاد در ۲۶-۰۵-۱۳۸۷

لازم بود، ولی خوب تمام شد. ممنون و معذرت. چقدر خوبه، احساس همون آدمی که مدتی در سفر بوده، حالا برگشته خونه.

قوانین نهائی برای دانشجویان

دسته : (استادي, عمومی) توسط فرزاد در ۲۶-۰۵-۱۳۸۷

قانون ۱) دانشجو یک انسان است. انسانی همچون فرزند خودت. همانطور با او برخورد کن که دوست داری با بچه تو برخورد کنند و همانطور که زمانی دانشجو بودی با تو برخورد کنند.
قانون ۲) در کلاسی که درس می‌دهی باید بدون ارفاق، میانگین نمرات حداقل باید ۱۶ باشد، نمرات افتاده ۹/۷۵، حداقل ۲۰% نمره بیست بگیرند، حداکثر افتاده‌ها ۲۰%.
قانون ۳) همواره بدانم کار استاد درس دادن نیست، کار استاد پژوهش است. پس آنچه که زیاد مهم نیست نمره دانشجو است.
قانون ۴) به افراد زیر کمک کنم: کسانی که در اثر نمره من چهارمین بار مشروط شده و اخراج می‌شوند، کسانی که در این ترم درس خوانده و نمرات بالا گرفته‌اند، کسانی که معدلشان بالا است.
قانون ۵) انتقادهای دانشجویان را در سیستم تدریس وارد کنم.
قانون ۶) برای جلوگیری از استرس دانشجویان، امتحان میان‌ترم را چندین‌بار می‌گیرم. هر کدام بالاترین نمره شد، همان نمره منظور گردد.